کارون، یادگاری از تمدن های کهن خوزستان

همواره عمران و آبادانی کنار رودخانه ها پدید آمده اند و بر مبنای همین اصل بوده که ضرب المثل معروف «آب، آبادانی است» به تدریج در فرهنگ مردم سرزمین ما شکل گرفت و به وجود آمد.

خوشبختانه کتب تاریخی، اکتشاف های باستان شناسی و اظهارات مورخان نیز این موضوع را به خوبی روشن می کند که همواره تمدن و آبادانی از کنار رودخانه ها و منابع آبی آغاز شده است. امروز با کاوش هایی که در جلگه بین النهرین در کشور عراق، جلگه رود نیل در مصر، جلگه خوزستان در ایران و دشت های سند و پنجاب در شبه قاره هند صورت گرفته، وجود تمدن های بزرگی چون فراعنه، سومری ها و بابلی ها در حاشیه رودخانه ها اثبات شده است. تمدن عظیم ایلامی ها نیز در کشورمان در کنار رودهای کرخه، دز و کارون شکل گرفته است.   

معبد چغازبیل یا زیگورات واقع در شهر باستانی «دوراونتاش» که به دست «اونتاش گال» پادشاه معروف ایلامی ساخته شده دارای سیستم آب رسانی پیشرفته ای بوده است. این معبد و شهری که معبد در وسط آن قرار گرفته در کناره های رودخانه کرخه ساخته شده است و در حال حاضر حدود شش هزار سال از خدمت آن می گذرد. زمین شناسان شرکت نفتی ایران و انگلیس از جمله «لفتوس» انگلیس، زمانی که در این محل مشغول گمانه زنی و شناسایی زمین جهت اکتشاف نفت بودند به وجود تپه ای به شکل زنبیل وارونه در محل چغازنبیل کنونی پی بردند و در گزارش های خود به وجود این تپه اشاره کردند و همین نکته موجب شد تا در سال های بعد هیات باستان شناسی فرانسوی به سرپرستی پروفسور گیریشمن در این تپه مشغول حفاری شده، معبد و شهرهای اطراف آن را کشف کنند. این معبد و نیز حفاری های بعدی شهر باستانی شوش نشان داد که در خوزستان نیز تمدن های گذشته همواره در کنار رودخانه ها به وجود آمده اند.

به عقیده باستان شناسان سیستم آبرسانی این معبد یکی از شاهکارهای فن آبیاری و در عین حال یکی از عجایب جهان است.

آن چه مایه تعجب کارشناسان است سیستم انتقال آب از رودخانه کرخه واقع در 34 تا 40 کیلومتری معبد به درون آن است. البته امروزه رودخانه دز شرق این معبد عبور می کند و بسیار نزدیک تر از رودخانه کرخه است اما احتمال می رود که در زمان ساخت این شهر و معبد چغازنبیل مسیر رودخانه دز با مسیر فعلی منطبق نبوده و خیلی دورتر از معبد قرار داشته است.

«پیر آمید» نویسنده کتاب معروف تاریخ عیلام درباره این سیستم پیشرفته آب رسانی می نویسد: «سیستم پیشرفته آب رسانی در این معبد به طبقات فوقانی و نیز مجهز بودن آن به سیستم جامع جمع وری فاضلاب و آب باران تعجب آور است.»

آب رسانی و فن آبیاری در میان عیلامی ها از اهمیت والایی برخوردار بود ضمن این که بعدها و در زمان هخامنشیان با توجه به تعالیم مذهب زرتشت آب تقدیس شد و توجه به درخت و آبیاری ارزش بیشتری پیدا کرد. بدون شک استفاده از منابع آب رودخانه های خوزستان مورد عنایت خاص آنها بوده است. علاوه بر تاکیدات مذهب زردشت که آبادانی و سرسبزی را کاری ایزدی و ویرانی مزارع و خرابی آن را کاری اهرمنی می داند، شرایط آب و هوای گرم خوزستان و نیاز مردم به آب برای رهایی از گرمای سوزان دشت، علت دیگری برای استفاده بیشتر از آب رودخانه ها بود. مطابق مندرجات کتاب «فن آب و آبیاری در ایران باستان» از انتشارات وزارت آب و برق در سال 1355، در زمان هخامنشیان زمین های منطقه عقیلی واقع در شمال شهر شوشتر توسط نهری به نام «نهر شاهی»که در بالادست شوشتر از کارون جدا می شده، آبیاری و مشروب می شده است. همچنان که در زمان این سلسله «راه شاهی یا جاده شاهی» ارتباط دو پایتخت شاهان هخامنشی یعنی شوش و پاسارگاد و بعدها تخت جمشید یا پرسپولیس را فراهم می کرد، بدون شک از روی رود کارون نیز عبور می کرد. لذا مجبور شده اند پلی نیز در حدود شوشتر بر روی کارون بنا کنند که بقایای آن هنوز در شوشتر باقی است، به طوری که تاریخ حکایت می کند، حفر قنات برای اولین بار در جهان، در ایران و در عهد سلسله هخامنشی متداول شده، سپس از ایران به سایر نقاط جهان سرایت کرده است. اولین رشته قنات ها در ایران آن زمان (امپراتوری هخامنشی) و نیز ظاهرا در نواحی شمال غرب فلات ایران یعنی در حدود آسیای صغیر و ترکیه فعلی و در حدود شهرهای دیاربکر و آمد (AMED) حفر شده و استفاده از آب قنات و آب های تحت الارضی نیز ابتدا برای استفاده در استخراج سرب از معادن سرب آن مناطق بوده است (همچنان که در استخراج طلا نیز از آب استفاده می کنند.)

پس از سلسله هخامنشیان، اشکانیان و به ویژه شاهان سلسله ساسانی مانند اردشیر بابکان، موسس این سلسله و شاپور فرزندش توجه بسیاری به عمران و آبادانی خوزستان به ویژه آبیاری بر رودخانه ها و رودخانه کارون مبذل داشتند. به دستور آنها پل ها، بندها و سدهای بسیاری بر کارون احداث شد. در حقیقت گذشته از سدهایی که روی سایر رودخانه های خوزستان ساخته شد مانند سد ایوان کرخه، به دستور اردشیر بابکان سد اهواز یا «بند اهواز» که به سد خدا آفرین معروف شد در اهواز در حدود هتل فجر کنونی بر کارون احداث و کانال هایی از آن به سمت راست و چپ کارون کشیده شد که مزارع غرب و شرق این رودخانه بزرگ را مشروب می کرد.

آثار این بند هنوز در اهواز بالاتر از پارک جزیره بر کارون وجود دارد که معروف سنگ کمر یا کمر سنگی است. این بند تا حدود قرن ششم وجود داشته و پس از آن به علت تغییر مسیر رودخانه مسرقان از مسیر خود و برگشت مجدد آن به رود شطیط و اتصال این دو در بند قیر، آب کارون در محل بند اهواز بیشتر شده و بند اهواز تحمل فشار آن را نیاورده و شکسته می شود. با شکسته شدن بند کارون، اهواز نیز رو به ویرانی نهاد چنان چه از قرن هشتم هجری تا زمان قاجاریه به ندرت از آن در کتب تاریخی نامی برده می شود.

در اهواز علاوه بر سد خدا آفرین یا سد اهواز که به وسیله اردشیر بابکان ساخته شد، نهری نیز به نام «نهر شاهجرد» بالاتر از سد اهواز در سمت چپ کارون (سمت شرق کارون) احداث شد که آب کارون را به داخل شهر اهواز هدایت می کرد و آب شرب مردم شهر اهواز از آن تامین می شد. سد اهواز و نهر شاهجرد و نهرهای منشعب از بند اهواز موجب رونق کشاورزی و به ویژه موجب اعتلای کشت نیشکر گردید، به طوری که اهواز را «انبار شکر بصره»نام نهاندند و قند سازان اهوازی به سایر مناطق جهان جهت آموزش صنعت استحصال شکر از نیشکر و ساختن قند از شکر مسافرت می کردند. در همین زمان شاخه گرگر که ر شمال شوشتر از کارون جدا شده بود مستقیما بدون آن که به کارون (شطیط) بپیوندد از شرق اهواز عبور کرده به خلیج فارس می ریخت. در شهر اهواز روی شاخه گرگر در مسیر راه اهواز به رامهرمز پلی به نام پل اربک ORBAK احداث شده بود که مسافرین اهواز به رامهرمز باید از روی آن عبور می کردند. در همین زمان است که اهواز و خوزستان را «شکرستان» می گفتند و حکیم نظامی سراینده خمسه نظامی در کتاب خسرو و شیرین آن جا که داستان آمدن شیرین به جست و جوی خسرو پادشاه ساسانی از ارمنستان به ایران و عبور از خاک خوزستان را نقل می کند، ضمن ابیاتی تلویحی ملاحت و زیبایی شیرین ارمن را به شکر خوزستان تشبیه می نماید و می گوید:

سخن در وصف خوزستان نامی

ز استاد سخن بشنو نظامی

مگو شکر حکایت مختصر کن

چو گفتی، سوی خوزستان نظر کن


پس از ساسانیان (در قرون اولیه اسلامی) و فتح ایران به دست اعراب و مسلمانان، خوزستان همچنان موقعیت کشاورزی خود را حفظ کرده بود. شهر اهواز همچنان دارای انبارهای پر از شکر بود و شکر به علت انبار شدن به مدت طولانی در انبارها، تولید نوعی عقرب می کرد. لذا بین اعراب اهواز به شهر عقرب ها معروف شد و هنگام ذکر نام آن از عبارت «الاهواز و العقاربه» استفاده می شد که معنی اهواز و عقرب هایش را می دهد.

همان طور که کاشان به قالی هایش معروف بود. علاوه بر اهواز کشت نیشکر در شوشتر و شهر عسکر مکرم یا لشگر مکرم و روستای مسرقان نیز رواج کامل داشت و نی عسکری از معروف ترین واریته های نیشکری آن روز است که منسوب به شهر عسکر مکرم بود. از قرن ششم هجری به بعد همان طور که گفته شد به علت شکسته شدن سد اهواز، شهر اهواز رو به ویرانی نهاد و کشت نیشکر از رونق سابق افتاد و متاسفانه پس از این تاریخ تا زمان صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر صدراعظم معروف و مقتدر ناصرالدین شاه قاجار از طرف دولت های وقت ایران اقدامی برای احیای کشت نیشکر در خوزستان به عمل نیامد.

مهم ترین اتفاقی که در دوره ناصرالدین شاه در مورد رودخانه کارون رخ داد واگذاری امتیاز کشتیرانی در این رودخانه به انگلستان است. ناگفته نماند که پیش از آن انگلیسی ها که به شدت علاقه مند به گرفتن امتیاز کشتیرانی در کارون بودند نیز به صورت محرمانه و دور از چشم ماموران دولت ایران اقدام هایی، جهت اندازه گیری عمق کارون و آبخور کشتی ها جهت تردد در کارون و غیره به عمل آورده بودند که از جمله این اقدام ها، مطالعات محرمانه سر هنری روستن لایارد در اندازه گیری عمق و جریان گذار آب کارون در زمان قاجارها بود. وی مدت ها بین بختیاری ها و خوانین بختیاری زندگی کرد و تلاش های بسیاری برای اخذ امتیاز کشتیرانی در کارون انجام داد. اگر چه در زمان وی نتیجه ای به دنبال نداشت، اما در زمان جانشینان دیگر او چون سر هنری راولینس سرگرد ارتش انگلیس در هندوان و سایر مردان و جاسوسان انگلیسی که به ترتیب در لباس جهانگرد، زمین شناس، باستان شناس، مامور سیاسی، وابسته نظامی و غیره به ایران و خوزستان می آمدند کاملا مثمر ثمر واقع شد و بالاخره در زمان ناصرالدین شاه قاجار و حکمرانی حسین قلی خان نظام السلطنه مافی والی خوزستان در سال 1313 هجری امتیاز کشتیرانی در کارون به کمپانی برادران لینچ واگذار شد و متعاقب آن راه زمینی اهواز به اصفهان از طریق منطقه بختیاری و تقریبا به موازات مسیر کارون نیز به شرکت موصوف واگذار شد که تحول مهمی از نظر رساندن کالای انگلیس از بنادر جنوب به شهرهای مرکزی ایران و مخصوصا اصفهان بود.
با انقراض سلسله قاجاریه و روی کار آمدن سلسله پهلوی بهره برداری از کارون و رسیدگی به آبادانی عمران خوزستان وارد مرحله تازه ای شد با تشکیل سلسه پهلوی، رضاخان در سرکوب خوانین بختیاری و عرب، چون شیخ خزعل کعبی کوشید. خزعل که با اقتدار تمام چون امیری مستقل در خوزستان فرمانروایی می کرد از حالت ملوک الطوایفی و خانخانی و شیخ تازی بیرون آمد و والیان و استانداران آن از مرکز و توسط دولت مرکزی تعیین و انتصاب می شدند. لذا دولت مرکزی برای بهره گیری از منابع زیرزمینی و آبی _ خاکی خوزستان طرح ها و پروژه های بسیاری تدارک دید که البته عمده این طرح ها و پروژه های آبی _ خاکی، تولید نیروی برق، احیا کشت نیشکر به ترتیب در عصر قاجار به وسیله ماموران انگلیسی و سپس در زمان پهلوی توسط شرکت نفت ایران و انگلیس مقدمات مطالعه و بررسی امکانات اجرای آنها فراهم شد که متعاقبا پس از جنگ دوم جهانی از محل کمک های فنی و اقتصادی آمریکا تحت عنوان «اصل 4 ترومن» اقدامات عملی آنها شروع شد.

عمران و آبادانی جلگه خوزستان و بهره برداری از رودخانه کارون پس از جنگ جهانی دوم در زمان سلسله پهلوی به شدت مورد توجه قرار گرفت. در حقیقت باید مهم ترین مرحله آغاز سازندگی و عمران در خوزستان مروبط به کمک های کشور آمریکا به ایران در قالب برنامه «اصل 4 ترومن» دانست. به موجب قراردادی منعقد شده بین ایران و آمریکا پس از جنگ دوم جهانی از محل برنامه اصل 4 ترومن کمک های مالی و فنی در اختیار کشور ایران قرار گرفت. آن زمان هنوز سازمان برنامه و بودجه تشکیل نشده بود و طرح های عمرانی کشور متولی مخصوصی نداشت، اما پس از تشکیل سازمان برنامه و بودجه در سال 1324 هجری شمسی سازمان مزبور جهت عمران خوزستان (ایجاد سدهای مخزنی و تنظیمی و انحرافی روی رودخانه به منظور تولید برق و احیا کشاورزی و کشت نیشکر) از محل کمک های مالی و فنی آمریکا موسسه ای به نام موسسه عمران خوزستان ایجاد کرد. تمام کارکنان و کارشناسان این موسسه آمریکایی بودند و تنها چند ناظر ایرانی همراه نفرات آمریکایی از طرف سازمان برنامه و بودجه با این موسسه همکاری می کردند. دولت ایران پس از مدتی اقدامات موسسه عمران خوزستان را به لحاظ عمران و آبادانی جلگه خوزستان مثبت تشخیص داد، موسسه عمران خوزستان را در سال 1335 شمسی به سازمان آب و برق خوزستان تبدیل کرد و اساسنامه آن را در سال 1337 به تصویب مجمع عمومی مرکب از وزرای آب و برق، کشاورزی و غیره رسانید. از این به بعد ایرانی ها خود به صورت مستقل و در قالب سازمان سازمان و موسسه ای کاملا ایرانی ولی با کمک های مالی و فنی آمریکا در قالب پروژه اصل 4 ترومن، عمران و توسعه منابع مختلف خوزستان از قبیل آب، خاک، تولید برق، احیا کشت نیشکر، توسعه کشاورزی، مطالعه روی بافت خاک های استان، اندازه گیری آب رودخانه و غیره را آغاز کردند. پس از تشکیل سازمان آب و برق خوزستان در سال 1335 بلافاصله در سال 1336 شمسی، مطالعه توسعه منابع آب رودخانه کارون توسط شرکت «عمران و توسعه منابع نیویورک» آغاز شد و بعدها شرکت های دیگری چون «هارزا _ فرمانفرمائیان» به صورت شرکت مختلط ایرانی، آمریکایی مطالعات را ادامه دادند که طرح سد مخزنی کارون و سد انحرافی و تنظیمی آن در گتوند و شبکه آبیاری کشاورزی واقع در آبخور آن، نتیجه این مطالعات هستند. دنباله این مطالعات به صورت مطالعات تکمیلی، توسط مهندسین مشاور ایکرز عمران زمین و توسعه منابع آب ادامه یافت و ساخت سدهای مخزنی کارون 2 و 3... و شبکه های آبیاری ناحیه شمال خوزستان در دزفول و شبکه آبیاری جنوب اهواز و جزیره آبادان پیشنهاد شد.

در سال های پس از انقلاب نیز مطالعات بسیاری در مورد رودخانه کارون و احداث سدهای جدید و بهره برداری های نوین از این رودخانه صورت گرفته است و در حقیقت مطالعات و بررسی های فراوان توسط شرکت های مختلف ایرانی و خارجی و کارشناسان مختلف اعم از مامورین دولتی انگلیس، زمین شناسان و متخصصین آبیاری شرکت نفت ایران و انگلیس سابق، کارکنان شرکت آلمانی اولن (Ulen)، کارشناسان سازمان خواربار و کشاورزی F.A.O، متخصصین و کارشناسان اصل 4 آمریکا در ایران، کارشناسان ایرانی سازمان آب و برق خوزستان، کارکنان شرکت های مهندس مشاور آمریکایی D&R، ایکرز، هارزا، مهندسین مشاور ایرانی چون پاپیلا و ویسان مهندسین مشاور دیگر ایرانی چون مهاب قدس، عمران ایران زمین، توسعه منابع آب، دز آب، پندام، آبسو و غیره انجام گرفت و اکنون منجر به احداث سدهای مختلف مخزنی برای تولید برق، تنظیمی و انحرافی برای جلوگیری از سیل و کشاورزی، شبکه های آبیاری مدرن کشاورزی، پروژه های مختلف کشت و احیا نیشکر چون هفت تپه کارون _ میان آب _ توسعه نیشکر _ طرح های جامع کشاورزی چون حوزه میانی کارون _ طرح های شیلات و پرورش آبزیان چون شرکت پرورش میگوی آزادگان در جنوب اهواز شده است.

رودخانه کارون که سابقه تاریخی کهن را پشت سر گذاشته هم اکنون و به ویژه در سال های پس از انقلاب با آلودگی های بسیاری دست و پنجه نرم می کند. ورود هزاران تن فاضلاب صنعتی و شهری به این رودخانه رمق نفس کشیدن و حیات را از آن گرفته، کارون شریان حیاتی خوزستان هم اکنون یکی از آلوده ترین رودخانه های کشور محسوب می شود و حالا که دیگر به دلیل ورود حجم عظیم آلاینده های محیطی زلال و شفاف نیست بار دیگر فصل تازه ای از مطالعات و اقدامات برای رسیدگی به وضعیت آلودگی آن و نیز تحقیق و پژوهش درباره سابقه کهن تاریخش آغاز شده، اما این که آیا این اقدامات می تواند مانع از ورود حجم عظیم آلاینده ها به کارون شود و جانی دوباره به بزرگ ترین رودخانه کشور ببخشد، امری است که تنها گذشت زمان صحت و سقم آن را مشخص می کند.

منبع: دانشنامه گردشگری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.